خرید بک لینک

اون روز داشتم با میم بحث می کردم سر ذات ادم ها

من و میم بیکاریم خدایی.

یه فیلم نشون میداد پسر بچه داشت قمار می کرد، بعد میم میگه این بچه ذاتش خرابه، ادم نمیشه دیگه

منم گفتم نخیرررر..اشتباه تربیت شده، الانم بچه است اگه صبوری کنن ننه باباش، خیلی هم پسر بچه ی سر به راهی میشه ..هیچبچه ای از نوزادی خلافکار نیست

ولی میم زیر بار نمی رفت.

اخرش هیچ کدوم قبول نکردیم و موند تا یه روز دیگه باز یقه همو بگیریم

..

یه سریال داشتم نگا می کردم که یه دختر بود که دو تا پسر عاشقش شده بودن..یه دختر اون وسط بود که خوشکل تر، نازتر ،مهربون تر، متین تر ولی هیچ کدوم از اون پسرا در بازه های زمانی مختلف بهش پا نداده بودن..این دختر متین داشت از حسودی به فنا میرفت

جالبه دختر اولی هیچ تلاشی برای توجه پسرا نمی کرد..ولی ادما جذبش میشدن

یاد خودم افتادم ..یکم تعریف کنم از خودم

بدون اینکه تلاشی برای جلب توجه کنم، دوستای خودمو در همه جا دارم

واقعا به معنی واقعی کلمه، با هیچکس سر استفاده از موقعیت و ... هم کلام نشدم

حواسم به کار خودم، زندگی خودم بوده و هست

اکثرا هم با کسایی هم کلام میشم که کلا هیچ سمت خاصی ندارن، یا پولدار نیستن ..ادم های معمولی مثل خودم هستن

ولی اون حس حسادت رو اطرافم حس می کنم.

بوخ.دا اگه دروغ بگم

حالا من با تمام ملت رابطه ام خوبه و با هیچ کسی مشکلی ندارم

........

امروز همکارم گفت دیدی فلان همکار وقتی تو پیام کلاس پنل گذاشتی، از گروه رفت..قشنگ معلوم بود ازت ناراحته

گفتم فکر نکنم اینطوری باشه ..قبلا می دونست من میخوام کلاس بزارم

راستش درست میگفت، چند دقیقه بعد پیامم از گروه همکارا رفت ولی من به معنی عصبانی و ناراحتی نگرفتم.

اگر سوتفاهمی پیش اومده و ناراحت شده، به احترام چند سال همکاری و دوستی می تونه بهم پیام بده و اظهار ناراحتی کنه

من در کارم متوجه شدم خیلی از ناراحتی ها بین همکارا، همه از سر سو تفاهم بوده

برای همین به این چیزا اهمیت نمیدم و میگذرم..یعنی اهمیت داره ولی سعی می کنم بگذرم

من در دهه ی سی سالگی هستم و اون همکارم در دهه بیست

پس طبق تجربه ام، بگذار تا بگذرم از این بچه بازی ها

شاید هیچ منظوری نباشه و فقط گروه رفته چون دیگه اونجا کار نمیکنه :)))

هر چیزی رونباید برداشت بد کرد، تا وقتی که طرف مستقیم بیاد بهم بگه

به همین سادگی :))))

....

کتاب« سیاست » گوش دادم..باور کن نفهمیدم..فردا دوباره از اول گوش میدم

خیلی پیچیده بود

برچسب: نویسنده: screemfree تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 0:17

صفحه بندی